فروش مودم فیبر نوری


» 10 اصطلاح غیر تکراری و مناسب برای گفتن "متوجه شدم" در زبان انگلیسی

10 اصطلاح غیر تکراری و مناسب برای گفتن

10 روش عالی برای گفتن "I understand" که شما را مسلط تر نشان می دهد!

چرا با تکرار مداوم این عبارت رایج (I understand)، کسل کننده باشید؟ در اینجا 10 راه جدید برای شما آورده شده است تا به مردم بفهمانید که منظور آنها را درک می کنید. همه آنها عباراتی هستند که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند که می توانند کم و بیش به جای یکدیگر استفاده شوند و به ایجاد این تصور کمک می کنند که شما کاملا به زبان محاوره ای انگلیسی آگاه و وارد هستید.


1.To catch on

به معنی گرفتن. این اصلاح رو خودمون هم توی زبان فارسی به کار می بریم. به عنوان مثال یک نفر میگه: "فهمیدی دیگه؟"حالا اینجا جواب ما چیه؟ "اره اره گرفتم!"

I tend to catch on fairly quickly

من تمایل دارم نسبتاً سریع آن را متوجه شوم!


آموزش Communication در هوانوردی مطلب مرتبط آموزش Communication در هوانوردی

2.To catch one’s drift

به معنی گرفتن منظور. باز این اصطلاح هم در زبان خودمون کاربرد داره. به عنوان مثال میگیم: منظورتو گرفتم!

It’s Ok, I catch your drift

اشکالی ندارد، منظور شما را می فهمم!


3.To grasp something

به معنی درک کردن چیزی.

I am able to grasp things pretty quickly

من می توانم خیلی سریع چیزها را درک کنم.


4.To get something

به معنی به دست آوردن چیزی.

Sometimes it takes me a while to get something if very technical language is used

گاهی اوقات در صورت استفاده از زبان بسیار فنی، مدتی طول می کشد تا چیزی را به دست بیاورم.


5.To get the idea

به معنی دریافت ایده.

Don’t worry, I get the idea

نگران نباش، من این ایده را دریافت کردم/ متوجه شدم.


6.To get the picture

به معنی دریافت تصویر یا تصور کردن. این اصطلاح خیلی توی زبان فارسی رایج نیست ولی شاید شنیده باشین که میگن یه تصوری دارم.

I would like to get the full picture before I have to explain it to my colleagues

من می خواهم قبل از توضیح آن برای همکارانم، تصویر کامل آن را ببینم/ آن را به طور کامل تصور کنم.


7.To get the hang of something

به معنی به دست آوردن چیزی.

I’m usually quite good at getting the hang of new techniques

من معمولاً در استفاده و درک تکنیک های جدید کاملاً خوب هستم.


8.To catch/get the gist of something

به معنی گرفتن اصل یک چیز. ساده تر بگم، یه اصطلاح رایج توی زبان فارسی: فهمیدن لُب مطلب!

Could you please repeat that so I can check if I caught the gist of what you said

ممکن است آن را تکرار کنید تا بتوانم بررسی کنم که آیا به اصل حرف شما پی برده ام یا خیر.

آسون تر ترجمه کنیم: میشه لطفا دوباره حرفتون رو تکرار کنین که من بررسی کنم که لب مطلب رو گرفتم یا نه؟


9.To get the point/ To get the message

به معنی گرفتن نکته یا پیام.

Yes, I get your point

اره من نکته رو گرفتم.


10.To follow

به معنی دنبال کردن. خیلی توی زبان فارسی کاربرد و معادلی نداره ولی معنیش همون متوجه شدن و فهمیدن هست.

Yes, I think I follow you

بله، فکر می کنم می فهمم چی میگی!



فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  وکیل حقوقی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   بلاگسازان   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مصباح ترمز   |   خرید گونی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   لینک پرومکس   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آزمون نظام مهندسی   |   مجله آشپزی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده