فروش مودم فیبر نوری

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» 10 کلمه عالی برای استفاده به جای "Busy" در زبان انگلیسی

10 کلمه عالی برای استفاده به جای

10 اصطلاح غیر تکراری و مناسب برای گفتن "مشغول هستم" در زبان انگلیسی

آیا از گفتن کلمه ساده و ابتدایی "Busy" خسته شده اید؟ چرا یک کلمه یا عبارت جدید را امتحان نکنید که سطح مشغله شما را کمی دقیق تر توصیف کند. در اینجا چند گزینه وجود دارد که به شما این امکان را می دهد تا بهتر بتوانید دقیقاً میزان مشغله خود را بیان کنید.


1. Tied up 

به معنی گره خورده. این اصطلاح رو خودمون هم توی زبان فارسی استفاده می کنیم. مثلا وقتی خیلی مشغول و گرفتاریم، میگیم: همه کارام بهم گره خورده!

I’m a little tied up with this new project

من یکم به این پروژه جدیدم گره خوردم. (مشغول انجام پروژه جدید هستم.)

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما مشغول باشید.

آموزش Communication در هوانوردی مطلب مرتبط آموزش Communication در هوانوردی


2. Occupied 

به معنی اِشغال شده. برای این یکی اصطلاح خاصی توی زبان فارسی وجود نداره! ولی منظور کلیش این است که وقتم با یه چیزی پر شده.

She’s a bit occupied today dealing with new staff

او امروز کمی درگیر کار با کارکنان جدید است. 

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما مشغول باشید.


3. Overstretched 

به معنی بیش از حد کشیده شدن. تقریبا میشه گفت توی زبان فارسی بی معنیه، ولی در زبان انگلیسی زمانی به کاربرده میشه که بخواین بیان کنین که بیش از حد درگیر هستید.

He’s slightly overstretched at the moment

او در حال حاضر کمی بیش از حد درگیر است. 

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما خیلی مشغول باشید.


4. Over-extended 

به معنی بیش از حد توسعه یافته. اینو به طور دقیق نمیشه معادل سازی کرد ولی یه چیزی تو مایه های "مث ربات کار می کنم" هست.

She’s quite over-extended in this particular role

او بسیار درگیر این نقش خاص شده است.

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما خیلی مشغول باشید.


5. Overloaded 

به معنی بیش از حد بارگذاری شدن.

We’re rather overloaded with all these new cases

ما با تمام این موارد جدید بیش از حد مشغول شده ایم.

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما خیلی مشغول باشید.


6. Swamped 

به معنی غرق شدن. این اصطلاح رو خودمونم توی زبان فارسی به کار می بریم. " توی مشکلات غرق شدم"

They’ve been completely swamped with new customers this week

آنها در این هفته با مشتریان جدید کاملاً در کار غرق شده اند.

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما بی نهایت مشغول باشید.


7. Snowed under 

به معنی زیر برف. این اصطلاح توی زبان فارسی هم کاربرد داره. زیر بار مشکلاتم له شدم!

He’s been snowed under with complaints

او با شکایت زیر برف افتاده است.

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما بی نهایت مشغول باشید.


8. To have enough/rather a lot/too much on one’s plate at the moment

خیلی زیاد در بشقاب خود داشتن. معادل این اصطلاح در زبان فارسی "یه سر دارم و هزار سودا" هست.

کاربرد این اصطلاح با توجه به To have enough/rather a lot/too much که استفاده می شود متغیر است.


9. To have other/bigger fish to fry 

داشتن ماهی های دیگر/بزرگتر برای سرخ کردن.

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما اولویت بندی برای کارتون داشته باشید. این اصطلاح به نسبت اصطلاح پایینی عامیانه تر هست.


10. To have other priorities today/this week /this month 

برای داشتن اولویت‌های دیگر امروز/این هفته/این ماه 

این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما اولویت بندی برای کارتون داشته باشید.


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  خرید گونی   |   وکیل حقوقی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   آزمون نظام مهندسی   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   خرید آنتی ویروس   |   مصباح ترمز   |   فروش تجهیزات ویپ   |   لینک پرومکس   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   بلاگسازان  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده