ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
آیا از گفتن کلمه ساده و ابتدایی "Busy" خسته شده اید؟ چرا یک کلمه یا عبارت جدید را امتحان نکنید که سطح مشغله شما را کمی دقیق تر توصیف کند. در اینجا چند گزینه وجود دارد که به شما این امکان را می دهد تا بهتر بتوانید دقیقاً میزان مشغله خود را بیان کنید.
به معنی گره خورده. این اصطلاح رو خودمون هم توی زبان فارسی استفاده می کنیم. مثلا وقتی خیلی مشغول و گرفتاریم، میگیم: همه کارام بهم گره خورده!
I’m a little tied up with this new project
من یکم به این پروژه جدیدم گره خوردم. (مشغول انجام پروژه جدید هستم.)
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما مشغول باشید.
2. Occupied
به معنی اِشغال شده. برای این یکی اصطلاح خاصی توی زبان فارسی وجود نداره! ولی منظور کلیش این است که وقتم با یه چیزی پر شده.
She’s a bit occupied today dealing with new staff
او امروز کمی درگیر کار با کارکنان جدید است.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما مشغول باشید.
3. Overstretched
به معنی بیش از حد کشیده شدن. تقریبا میشه گفت توی زبان فارسی بی معنیه، ولی در زبان انگلیسی زمانی به کاربرده میشه که بخواین بیان کنین که بیش از حد درگیر هستید.
He’s slightly overstretched at the moment
او در حال حاضر کمی بیش از حد درگیر است.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما خیلی مشغول باشید.
4. Over-extended
به معنی بیش از حد توسعه یافته. اینو به طور دقیق نمیشه معادل سازی کرد ولی یه چیزی تو مایه های "مث ربات کار می کنم" هست.
She’s quite over-extended in this particular role
او بسیار درگیر این نقش خاص شده است.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما خیلی مشغول باشید.
5. Overloaded
به معنی بیش از حد بارگذاری شدن.
We’re rather overloaded with all these new cases
ما با تمام این موارد جدید بیش از حد مشغول شده ایم.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما خیلی مشغول باشید.
6. Swamped
به معنی غرق شدن. این اصطلاح رو خودمونم توی زبان فارسی به کار می بریم. " توی مشکلات غرق شدم"
They’ve been completely swamped with new customers this week
آنها در این هفته با مشتریان جدید کاملاً در کار غرق شده اند.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما بی نهایت مشغول باشید.
7. Snowed under
به معنی زیر برف. این اصطلاح توی زبان فارسی هم کاربرد داره. زیر بار مشکلاتم له شدم!
He’s been snowed under with complaints
او با شکایت زیر برف افتاده است.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما بی نهایت مشغول باشید.
8. To have enough/rather a lot/too much on one’s plate at the moment
خیلی زیاد در بشقاب خود داشتن. معادل این اصطلاح در زبان فارسی "یه سر دارم و هزار سودا" هست.
کاربرد این اصطلاح با توجه به To have enough/rather a lot/too much که استفاده می شود متغیر است.
9. To have other/bigger fish to fry
داشتن ماهی های دیگر/بزرگتر برای سرخ کردن.
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما اولویت بندی برای کارتون داشته باشید. این اصطلاح به نسبت اصطلاح پایینی عامیانه تر هست.
10. To have other priorities today/this week /this month
برای داشتن اولویتهای دیگر امروز/این هفته/این ماه
این اصطلاح زمانی به کار برده میشه که شما اولویت بندی برای کارتون داشته باشید.
خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال
مشاهده